السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
101
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
( 1 ) مىگوييم : از اين جهت كه آيا رؤيت فرشته بود يا شنيدن صدايش ، و آيا على عليه السّلام آن را مىدانست يا نه ، مشكلى وجود ندارد . اين مورد نظر نيست و هر چند اثبات آن بسيار ساده است اما نه در اثبات يا نفى مصحف فاطمه عليها السّلام نقش دارد و نه در اولين مؤلف در اسلام بودن يا نبودن آن حضرت . بنابراين انگيزهاى براى طرح بحث به اين شيوه وجود ندارد . ( 2 ) فاطمه عليها السّلام از سخن گفتن فرشته با او در رنج و فشار نبود بلكه از اين رنج مىبرد كه اين فرشته وقايعى را كه در آينده بر فرزندان او خواهد گذشت ، برايش بيان مىكرد . در كتاب المحتضر آمده : وقتى پدر فاطمه عليها السّلام وفات كرد ، به على عليه السّلام گفت : صداى كسى را مىشنوم كه از وقايعى كه بر فرزندانم خواهد گذشت ، برايم سخن مىگويد . على عليه السّلام گفت : هرگاه صدايش را شنيدى برايم ، املا كن . پس فاطمه عليها السّلام براى على عليه السّلام املا مىكرد و او مىنوشت . روايت شده كه به اندازهء سه برابر قرآن است اما چيزى از قرآن در آن نيست . ( 3 ) هنگامى كه تكميل شد ، على عليه السّلام آن را « مصحف فاطمه » ناميد . زيرا فاطمه ، محدّثهاى بود كه فرشتگان با او سخن مىگفتند . « 1 » خود اين اشكالكننده بلافاصله پس از سخن پيشين خود روايت ابو عبيده را ذكر كرده كه در آن آمده : « جبرئيل نزد فاطمه عليها السّلام مىآمد و او را در عزاى پدرش تسليت و سر سلامتى مىداد و دربارهء پدرش و جايگاه او سخن مىگفت و از آنچه پس از او بر فرزندانش خواهد گذشت و على عليه السّلام آن را مىنوشت . اين مصحف فاطمه است » . « 2 »
--> ( 1 ) عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 583 به نقل از : المحتضر ، ص 132 . ( 2 ) كافى ، ج 1 ، صص 240 - 241 ، 457 - 458 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 545 ؛ ر . ك : مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، 337 ، چاپ علميهء قم .